الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

451

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

فامسك ندى كفيك عنّى و لا تزد * فقد خفت أن اطغى و ان اتجبرا « بذل و بخشش خودت را نسبت به من بس كن و زياده بر اين مرحمت مكن كه من بيم دارم ، سركش و متكبّر شوم ! » متوكل در پاسخ گفت : خير ، بس نمىكنم تا وقتى كه تو را در جود و بخشش خودم غرق كنم [ 1 ] . بار ديگر ، قصيده‌اى در مدح وى گفت كه در آن قصيده چنين آمده است : كانت خلافة جعفر كنبوة * جاءت بلا طلب و لا بتنحل وهب الاله له الخلافة مثلما * وهب النبوة للنبى المرسل « خلافت جعفر ( متوكل ) همچون نبوت است كه نه كسى در جستجوى آن و نه مدّعى آن است خداوند خلافت را به او بخشيده ، چنان كه نبوت را به پيامبر مرسل مرحمت كرده است . » متوكل پس از شنيدن اين اشعار دستور داد ، پنجاه هزار درهم به وى دادند [ 2 ] . 5 - على بن جهم متوكل ثروت زيادى را به على بن جهم بخشيد و اين همه به خاطر آن بود كه از نتايج كار ادبى او در مدح و ثناى خود اطلاع پيدا كرد . و از جمله بخششهايش به وى اين بود كه روزى على بن جهم به حضور متوكل رسيد در حالى كه دو درّ قيمتى در دست متوكل بود و او قصيده‌اى را دربارهء متوكل سرود و متوكل يكى از آنها را به وى داد و گفت : به خدا سوگند كه ارزش آن بيشتر از صد هزار درهم است ! و اشعار ديگرى على بن جهم در مدح متوكل گفته كه از آن جمله اشعار

--> [ 1 ] تاريخ خلفا : ص 349 . [ 2 ] الأغانى .